
این عکس هر بسکتبالیستی رو خیره می کنه، به فکر فرو می بره و اون رو به یاد هدف و آرزوش میندازه. این عکس گنجینه ی افتخارات یک بازیکن می باشه و هر بسکتبالیستی دلش می خواد بهش برسه. یه تور بسکتبال، نشونه ی یه قهرمانی شیرین و بریدن آخرین بند از تور سبد تیم حریف، توپ هایی که با هرکدوم خاطره ای داره: با یکی از اونها گل پیروزی تیم رو در ثانیه ی آخر زده و محبوب ترین بازیکن تیم شده، شاید یکی از اون ها اولین توپ بسکتبال هست که داشته و شاید روی یکی از این توپ های بندی دهه ی ۴۰، امضای دوستان و هم بازی هاش بوده و عکس هایی از بهترین و شاد ترین روزهای عمر که با دیدنش اشک تو چشماش حلقه می زنه و همه ی این ها با بسکتبال به دست اومده و بسکت بوده که این زندگی شیرین رو به وجود آورده پس درود به بسکتبال و درود به دکتر نایس اسمیت که حتی فکرش رو هم نمی کرد که رشته ای رو که داره ابداع می کنه یه روزی به زندگی من و ما بسکتبالیست ها تبدیل بشه.
بسکتبال واسه ما ایرانی ها نسبت به فوتبال و کشتی و ... خیلی تازگی داره. ولی واسه یک آمرکایی کلمه ای آشناست که حتی در سیسمونی نوزادش هم نشونه هایی از بسکتبال می شه پیدا کرد.
بسکتبال با همین قدمت نسبتا کمی که در ایران داره نشون داده طرف داران خودش رو پیدا کرده و جای خودشو باز، و وقتی یک بسکتبالیست در سالن بسکتبال آزادی اون همه جمعیت رو می بینه که برای تشویق تیم ملی جوانان آمدند احساس غرور می کنه.
هرکس نسبت به بسکتبال دیدگاه خودش رو داره. بعضی ها از دیدن بسکتبال لذت می برند ولی ترجیح می دند که بازی نکنند، بعضی واسه سر گرمی و بی کار نبودن تو تابستون، سه ماه بازی میکنند و میرن، بعضی هم واسه وزن کم کردن و... ، بعضی ها هم بسکتبال جزئی از زندگی شون میشه بهش الاقه پیدا می کنند ، ولی واسه بعضی ها مثل من، بسکتبال جزئی از زندگی شون نه بلکه کل زندگی شون میشه.
اگه بسکتبال نبود ما آیدین عزیز رو نمی شناختیم، چیتگری وجود نداشت که بریم و بسکتبال بازی کنیم، اگه بسکتبال نبود این همه دوست خوب و با معرفت نداشتیم، شیرین ترین هدف زندگی مون قهرمانی تیم مون تو لیگ نبود و نمی دونم وقتی اعصابمون خورد می شد جای شوت زدن و خالی کردن حرص روی حلقه چی کار میکردیم؟ (نمی دونم شاید می رفتم معتاد می شدم!) یا شبی که برای بازی خوبت همه تحسینت می کنند اگه بسکتبال نبود چی باعث می شد اینجوی به خودت افتخار کنی؟
وقتی اولین بار توپ بسکتبال رو تو دستم گرفتم، فکرش رو هم نمی کردم که روزی بسکتبال به زندگیم تبدیل بشه، شما چطور؟
+ نوشته شده توسط میثم در پنجشنبه چهارم مهر 1387 و ساعت
1:33 |